بعد نوشت: خبرهای جدیدی در راه است،خبرهایی از تغییر،مهاجرت و….
سه شنبه ها 8-10 زبان تخصصی داریم،بعدش باید سه سوته خودمونو برسونیم تربیت بدنی، از همون اولش سوتی هام شروع میشه، لباسامو میزارم تو کمد بعد میرم قفلو میزنم به کمد بغلی!!! اخه ماسکا! تو که میبینی این کمد خالیه،عقلت شک نمیکنه که داری اشتباهی قفل میکنی؟!
بعدش وحید میره که گرمکنشو ورداره متوجه سوتی من میشه.
میریم تو زمین چمن، یه جوری هم ژست میگیرم انگار باتیستوتا داره میاد(اخه لباس ورزشیم آرژانتینه) ، استاد جون! بگو باید چیکار کنیم؟ میگه 1500 متر تو 6 دقیقه، یعنی 4 بار دور زمین چمن، میگم این که چیزی نیست،همین؟ شروع میکنیم….یه دور نشد که رو به قبله افتادیم! لامصب 8نمره هم داره،حالا چیکار کنیم؟ انصراف میدیم،آیتم بعدی لطفا! چی هست حالا؟ نفر روبرویی رو از پشت باید کول کنیم، از شانس تخیلی طرف روبروم 100کیلو وزنش بود! دیگه داشتم زوزه میکردم، خلاصه هرجور بوده تا حالا دوجلسه رو رد کردیم!
ولی جای جالبش اینجاست که همون جلسه اول این خنده هام کار خودشو کرد، استاد به منو وحید گفت که شما دوتا زیاد میخندین،یه نمره از انضباطتتون کم میکنم، فکر کنم تربیتو بیفتم
جدا اینا از مایی که دوساله ورزش نکردیم چه انتظاری دارن؟ هان؟ وحید دیروز فهمید که رباط صلیبی پاش پاره شده، سینا فکر کنم جای حساسش مشکل پیدا کرده (فتخو اینا…
) پدرام افتادگی دریچه میترال داره، محسن که 18 کیلو لاغر کرده، منم که سرخوشم، یه مشت کورو کچلو گفتن بیاین تربیت بدنی! ولی خدایی اخر خنده ست، درسته که سخت میگذره ولی درد شکمم از خنده زیادی بیشتره تا درد پاهام.
استاد میگه به پشت بخوابید رو شکم میخوابیم، میگه به چپ خم بشید، برمیگردیم عقب،دیگه همین مونده به استاد فحش بدیم!
مامانمو بگو، وقتی اینارو بهش گفتم، هفته قبل که تربیت بدنی داشتیم صبح بهم گفت:
عباس! دِ نیشی سنگین پنگین ادمانا بولندَ نوکُنی عباس! تی کمر درد گیره ره! تی استاده پرِ روحَ من بخواشت….
![]()
بقیه ش سانسور میشود…
معنی حرف مامانم:
عباس! دیگه ادمای سنگینو کول نکنی، کمرت درد میگیره پسر،تو روح استادت…..
ولی جدا تموم بدنم درد میکنه، از ساق پام تا گردنم، عجب کاری کردیم تربیت بدنی یک ورداشتیم! اخ خدا! این دیگه چه بلایی بود سرمون اوردی؟ این استادو از کجا واسمون فرستادی اخه؟ داره دهنمونو سرویس میکنه!
مطلب مرتبط:
تربيت بدني يک،خودکشي يا اعدام مسئله اين است (نون وا )
_________________________________________________________________________________
پ ن 1 : یه پیشنهاد واسه عید دارم،یه فراخوان! عید دیدنی وبلاگی، طرح اولیه اینه که تو یه ساعت و یه روز معین به کمک این سایت که چت روم اختصاصی میده یه دید و بازدید وبلاگی داشته باشیم،به مناسبت سال نو! موافقید؟ اگه موافقید در مورد زمانش بعداً صحبت میکنیم.
پ ن 2: جاي همتون خالي،هفته قبل اردو رفتيم لونك، اينجا ميتونيد عكساي اردو رو ببينيد. اينم چندتا عكس باكيفيت از لونك،جون ميده واسه بك گراند! ( + ، + ، + )
پ ن3 : لطفا هم به متن اصلی توجه شود و هم به پس نوشت اول!!
پ ن 4: لازمه پس نوشت 3رو تکرار کنم؟

بهار گفت
علیرضا گفت
((: من کلا سه جلسه نرفتم ، رکورد هم بود 1:30 ثانیه من 1:50 رفتم ، فکر اخرین نفر
، اما اخر سر یه 17 بهم داد ، دستش درد نکنه
چی؟!! 1500 متر تو 1:30 ؟!!! مگه میشه؟
ارزوم 12-13 است؛ 17 بشم شیرینی میدم به همه
بهار گفت
تو این همه لاغری ورزش کنی دیگه هیچیییییییییی
میگن حقیقت همیشه تلخه ولی عباس وحیید از تو خوشگلترهP:
شوخی کردم
داداشه من قشنگترین داداشه دنیاست
من باپ.ن اول موافقم
مامانمم همینو میگه!
فرانك گفت
واااي…خداي من بسي خنديديم!
يه پيشنهاد دارم شما هم مثل من ورزش رو غير حضوري بردار!!!
من باپ.ن اول موافقم(اينو از رو اون بالاييه كپي كردم:))
اخه من که مثل تو استعداد نورانی نیستم دکتر!!!
سوت دسته دار گفت
به-هه!!
میبینم که به بدبختی ی تربیت افتادی!!!
نخند! جای دلداریته؟ من داره….پاره میشه اونوقت تو….
سوت دسته دار گفت
میگم این نیمچه نمیخواد که بیاد بلاگشو آپ کنه؟؟
نه!
سعید گفت
ب…………………….َ………َ…………..ه
سلام داش عباس خوبی ایشالله می بینم که رفتی به……لونک…خوش گذشت…
جای ما خالی…اما در مورد تربیت بدنی 1 باید بگوییم همدردیم با این تفاوت که من هنوز یه جلسه هم نرفتم فکر کنم حذفم کنه…
منم فردا تربیت دارم ولی نمیرم، گفته هر غیبت یه نمره کم میکنه
فکر کنم بیفتم
جات خالی بود داداش!
سعید گفت
راستی این عید دیدنی رو پایم
چهارشنبه سوری هم تو وب ما میتینگه…پس بیا یادت نره…
اگه نارنجک اینا نباشه میام
قهوه گفت
هیچی هم بدتر از این نیست که ادم سر تربیت بدنی ضد حال بخوره
من مجبور شدم وبلاگمو عوض کنم . اگه می شه ادرس وبلاگ منو تغییر بده.
سبز باشی و اسمونی
ممنون! قرمز باشیو زیر زمینی!
امین هاشمی گفت
یادم به ورزش های خودم میوفته
با حال بودند
یعنی از منم فاجعه تره ورزشت؟ تبریک میگم
امین هاشمی گفت
بیا با هم بریم ورزش
برای هر کس مردم بیشتر خندیدند اون برندست چه طوره؟
من سابقه ی چیپ زدن به 4 متری بالای دروازه رو از داخل محوطه 5.5 متر دارم، حالا چی میگی؟
شادونه گفت
اَه اَه ! به مطلب خیلی بی خودی اشاره کردی D: آخه تربیت یادآوری شد × 16 دور باید دور دو سه تا زمین بسکتبال می دویدیم !! تو 12 دیقه فک کنم . یعنی رس آدم کشسده می دا .
کدوم دانشگاه بودی؟ اینجا دخترا تو تربیت دارن عشقو حال میکنن، شما پس 3000-4000متری دوییدین،اره؟
شادونه گفت
راسی زیر مطالب مهم خط بکش ببینم کجا رو بخونم D:
اردوتون په فقط پسر؟!! چه بی هیجان
خونواده دخترا اونا به ما سپردن،بعد من بیام عکساشونو تو نت پخش کنم؟ اونا رو فقط خودمون میبینیم!
سوت دسته دار گفت
منم داشتم دلداریت میدادم بز!
شیرینی تو از الان بخر عباس…
من که اصلا نمیتونم بدووم شدم 16.5 ، تو که ماشالا توی عکسهات خیلی رو فرمی و تریپت ورزشکاریه…
ایراد از استادت بوده پس! دیگه داری زیادی دلداری میدی وسیم!
سینا گفت
بابا منو ترسوندی !!
من هنوز تربیت 1 پاس نکردم
میگن استاد اینجا ایروبیک هم کار میکنه
))))))))))
یه چیز تو مایه های شبکه 3 ؛ اول صبح ها
ایروبیک که کاری نداره، دوییدن پدر ادمو در میاره!
خدیجه گفت
سلام
خدا نکنه که یه همچین استادی نصیب ما بشه.من که سکته می کنم.
خداییش خیلی خندم گرفت.ولی با استادتون رفیق شو تا بخاطر رفاقتت هم که شده از پس پاس کردن تربیت بر بیای.لج استاد و نباید درآورد.
تا بعد تعطیلات بای
اون گرگ بارون دیده ست، به این راحتیا خر نمیشه!
یکارمندانشجو گفت
به جان مبارکم همه ی این سالهای درس و مشق یک طرف تربیت بدنی ها یک طرف! من تربیت بدنی 1 رو با گواهی پزشک ! جمع و جور کردم !! 2 رو هم با دعوا و بعدش با پارتی بازی!
استعدادشو نداشتم و ندارم!
بچه ها واسش گواهی اوردن فرستادشون کلاس ویژه، اگه بمیریم هم باید بدوییم!
عمو هوشنگ گفت
پاس کردیم با 18 …
خودم تعجب کردم، عمو به این تپلی …
پیش میاد دیگه
میگم بد نگذره، چپ و راست میرین اردو ، مارو یه دفعه راهنمایی بردن اردو
اونم رفتیم نماز جمعه ( اسمایلی التماس دعا )
(اسمایلی خنده)
ما اینیم دیگه! اخه هر جمعه میریم جلو دانشگاه میشینیم، گریه و داد و بیداد اونا هم مجبور میشن مارو با خودشون ببرن اردو!
تو هم امتحان کن جواب میده
عمو هوشنگ گفت
میگم اون ایکون تویترت رو کباب کنی بدی ما بخوریم کلی ثواب داره، عجب جوجه چاق و چله ای است !!!!!
اون فروشی نیس، ولی یکی روز عید واست میارم بخوریش حالشو ببری!
زلزله گفت
اول بذار دعوای پست قبی رو بکنیم.
با داد بخونش:
عبااااااااااااااااااااااااااس کامنت من کووووووووووووووووووووووووووووو؟؟
جواب میدی یا کفشمو در بیارم؟؟
جواب میدم….ولی وقتی من کامنتی ازت ندیدم چی بگم؟ کامنتت نیومده!
استاد تربیت بدنی و تربیت غیر بدنی گفت
امروز این دومین وبلاگ دانشجوییه که اومدم بگم: درسش رو حذف کنه.
فهمیدی چی گفتم سوسول! حذفششششششششششششش کن. من نمره بده نیستم!
بیا کلاس تربیت غیر بدنی شاید اونجا خودتو تربیت کردم!
مخلصیم استاد! شما کجا اینجا کجا؟ غافلگیر شدم!
فقط یه سوالی واسم پیش اومده، شما خونه فاطی بلا دعوت بودی مگه؟ اخه اپی ادرس خونه فاطی بلا خورده رو کامنتت!
بهار گفت
زن تاج سر آفرینش است ، او شریک زندگی و یار ساعات درماندگی است.
“گوته”
عجب صحبتی پرتاب کرده این یارو گوته!
بهار گفت
e.e.e.in male yeki dge bud.vali to ham avizeye gushet kon
چشم……
parvaz گفت
اخ ما سال 3 دبیرستان مدیرمون یه معلم ورزش برامون اورد گریمونو در اورد
ما هر سال با تحقیق ورزش 20 میگرفتیم ولی……
چی بگم؟
parvaz گفت
اونسال
فقط باید ورزش میکردیم تازه به یکی از بچه هامون اانضباط0 داد
فکر کنم اون معلمه،خواهر استاده ما باشه
omid1977 گفت
عباس جان
تست كوپر ميدي قربان !!
ميخواي ما بيايم جات امتحان بديم؟ جون داداش تعارف نكن
ما هستيم و ساير رفقا هستيم هر كدوم يه دور به افتخارت ميزنيم تي فدا !!!
کار از یه دور دو دور گذشته، دیروز تربیت داشتم که نرفتم، حالا که قراره بیفتم بزار شرافتمندانه بیفتم!
omid1977 گفت
وا… ما تو عيد كلا از نت ميبريم و ميشيم نوكر بي اجر و مواحب خانواده
زندگي يه ديگه
هي روزگااااااااااار
شاديهايت ارزوي ماست
اينجا ايكون مايكون نداره
چطور برات گل بكاريم !!
مخلصیم داداش امید!
پس از الان عیدو تبریک میگم بهت!
ایشالا سال خوبی داشته باشی، خدمت میرسیم برای تبریک ایشالا!
سروش گفت
به به , به به
در مورد پس نوشت 1 عرض شود که من یه دونه از اینا ساختم و لوگوش هم سمت راست وبلاگم هست
انوشیروان گفت
یک پیشنهاد :
” ترین ” های شما در سال 87 چه بود؟
محمد کازر گفت
ایمیلتو چک کن ، در مورد درخواستی که داشتی یه میل بهت زدم . اگه خواستی این کامنت رو هم پاک کن . راستی من هم کم کم دارم مهاجرت میکنم به . . .
خودت میدونی که کجا !
شادونه گفت
بابا پسر نمونه ! بابا با غیرت ! پس شما دیدینشون!!
)
به سلامتی مهاجرت به کجا ؟ امریکا ؟ یا بلاگفا
دكي باروني گفت
چه تربيت بدني مزخرفي!
منم هميشه با تربيت بدني مشكل داشتم. بشكن مي زدم وقتي هر دوتاشو پاس كردم و به كل ازش راحت شدم!
آخه مگه چقدر مي خندي؟! گمونم ملت ازت مي ترسن چون كوچكترين سوتي بدن تو غش مي كني از خنده! پسر زشته!
کیمیا گفت
سلام گلم من اپم